مقالهٔ اصلی: دیوان حافظ
دیوان حافظ مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه، و تعدادی رباعیست. با این حال عمده شهرت وی در سرودن غزل است. مضامین غزلیات او عمدتاً متاثر از تالمات روحی، اعتقادات مذهبی و شخصی، اخلاق، عشق و تحت تاثیر وقایع سیاسی و حوادث اجتماعی عصر خود است. [نیاز به ذکر منبع]
حافظ به زبان عربی یعنی نگه دارنده و به کسی گفته میشود که بتواند قرآن را از حفظ بخواند.
مقالهٔ اصلی: زندگی حافظ
درباره زندگی حافظ اطلاعات دقیقی در دست نیست. گفته میشود که پدر وی بهاءالدّین نام داشته و تاجر بودهاست. حافظ کودکی بیش نبود که پدرش را از دست میدهد.
همچون همهٔ هنرهای راستین و صادق، شعر حافظ پرعمق، چندوجه، تعبیریاب، و تبیینجوی است. او هیچگاه ادّعای کشف و غیبگویی نکرده، ولی ازآنجا که به ژرفی و با پرمعنایی زیستهاست و چون سخن و شعر خود را از عشق و صدق تعلیم گرفتهاست، کار بزرگ هنری او آینهدار طلعت[1]* و طینت فارسیزبانان گردیدهاست.
| مرا تا عشق تعلیم سخن کرد | حدیثم نکتهٔ هر محفلی بود | |
| مگو دیگر که حافظ نکتهدانست | که ما دیدیم و محکم جاهلی بود | |
|
(حافظ) |
(صفحهٔ ۳۶ حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل.)
| بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود | اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش (حافظ) |
حافظ را در زمرهٔ چیرهدستترین استادان غزلسرایی در زبان فارسی دانستهاند (صفحهٔ ۲۲۴ Arthur Arberry) موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازلهاست و غزلسرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانه پردازیست.
با آنکه حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زدهاست، نوآوری اصلی بهسبب تک بیتهای درخشان، مستقل، وخوشمضمون فراوانی ست که ایجاد کردهاست. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سورههای قرآن تأثیر گرفتهاست، که آن را انقلابی در آفرینش اینگونه شعر دانستهاند (صفحهٔ ۳۴ حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل.)
| ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ | به قرآنی که اندر سینه داری (حافظ) |
| پیش ازاینت بیش ازاین غمخواری عشّاق بود | مهرورزی تو با ما شهرهٔ آفاق بود | |
| یاد باد آن صحبت شبها که با نوشینلبان | بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود | |
| پیش ازین کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند | منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود | |
| سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد | ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود | |
| حسن مهرویان مجلس گرچه دل میبرد و دین | بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود | |
| شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد | دفتر نسرین و گل رازینت اوراق بود |
در دیوان حافظ کلمات و معانی دشوار فراوانی یافت میشود که هریک نقش اساسی و عمدهای را در بیان و انتقال پیامها و اندیشههای عمیق برعهده دارد. به عنوان نقطهٔ شروع برای آشکارائی و درک این مفاهیم باید با سیر ورود تدریجی آنها در ادبیات عرفانی آغاز گردیده از قرن ششم و با آثار سنایی و عطار و دیگران آشنایی طلبید. از جملهٔ مهمترین آنها میتوان به رند و صوفی و میاشاره داشت:
شاید کلمهای دشواریابتر از رند در اشعار حافظ یافت نشود. کتب لغت آنرا به عنوان زیرک، بیباک، لاابالی، و منکر شرح میدهند، ولی حافظ از همین کلمۀ بدمعنی واژۀ پربار و شگرفی آفریده است که شاید در در دیگر فرهنگها و در زبانهای کهن و نوین جهان معادلی نداشته باشد.
| اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست | رهروی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی | |
| آدمی در عالم خاکی نمیآید بهدست | عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی | |
|
(حافظ) |
حافظ همواره صوفی را به بدی یادکرده، و این به سبب ظاهرسازی و ریاکاری صوفیان زمان او بوده است. آنان بهجای آن که بهراستی مردان خدا باشند و روندگان راه حقیقت، اغلب خرقهداران و پشمینهپوشانی بودند که بوئی از عشق نابرده به تندخویی شهرت داشتند [2]* و پای از سرای طبیعت بیرون نمینهادند.[3]*
| درین صوفیوشان دَردی ندیدم | که صافی باد عیش دُردنوشان (حافظ) |
| نقد صوفی نه همه صافی بیغش باشد | ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد (حافظ) |
در برابر صوفی، حافظ از درویش با نیکویی و احترام یادکرده، و عارف را اغلب همان صوفی راستین با کردار و سیمایی رندانه دانسته است.
| در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک | جهدی کن و سرحلقۀ رندان جهان باش (حافظ) |
(صفحۀ ۱۳۸ حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل)
برخ گفته اند در شعر حافظ شراب به معنای عرفانی آن به کار رفته است. نمونه ای از شرح این کلمات در عرفان ایرانی در گلشن راز شیخ محمود شبستری به صورت زیر آمده است:
شراب و شمع و شاهد عین معنی است // که در هر صورتی او را تجلی است
شراب و شمع، ذوق و نور عرفان // ببین شاهد که از کس نیست پنهان
یکی از بابهای عمده در حافظشناسی مطالعهٔ کمّی و کیفی میزان، گستره، مدل، و ابعاد تأثیر پیشینیان و همعصران بر هنر و سخن اوست. این نوع پژوهش را از دو دیدگاه عمده دنبال کردهاند: یکی از منظر استقلال، یگانگی، بی نظیری، و منحصربهفرد بودن حافظ و اینکه در چه مواردی او اینگونهاست. دوّم از دیدگاه تشابهات و همانندیهای آشکار و نهانی که مابین اشعار حافظ و دیگران وجود دارد.
از نظر یکتا بودن، هر چند حافظ قالبهای شعری استادان پیش از خودش و شاعران معاصرش همچون خاقانی، نظامی، سنایی، عطار، مولوی، عراقی، سعدی، امیر خسرو، خواجوی کرمانی، و سلمان ساوجی را پیش چشم داشته، زبان شعری، سبک و شیوهٔ هنری، و نیز اوج و والایی پیامها و اندیشههای بیانگردیده با آنها چنان بالا و ارفع است که او را نمیتوان پیرو هیچکس بهحسابآورد (صفحهٔ ز، پشگفتار در دیوان حافظ با ترجمه و شرح اردو توسط عبادالله اختر).
| کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب | تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند (حافظ) |
از منظر تأثیر آثار دیگران بر حافظ و اشعارش، پیشزمینهٔ (background) بسیاری از افکار، مضامین، صنایع و نازکخیالیهای هنری و شعری حافظ در آثار پیشینیان او هم وجود دارد (صفحهٔ ۴۰ حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ، بخش اوّل.)
تبحر حافظ در سرودن غزل بوده و با ترکیب اسلوب و شیوه شعرای پیشین خود سبکی را بنیان نهاده که اگر چه پیرو سبک عراقی است اما با تمایز ویژه به نام خود او شهرت دارد. برخی از حافظ پژوهان شعر او را پایه گذار سبک هندی میدانند که ویژگی اصلی آن استقلال نسبی ابیات یک غزل است (حافظ نامه، خرمشاهی).
شرح و تفسیرهای فراوانی بر شعر حافظ نوشته شده است که این امر ناشی از دشواری آن نیست، بلکه، در چندپهلویی و ایهام شعر حافظ ریشه دارد.
| مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد | زیر هر نغمه که زد، راه به جایی دارد (حافظ) |
بیشتر شارحان حافظ از دو قلمرو بزرگ ادبیّات فارسی، یعنی شبه قارّهٔ هند و امپراطوری عثمانی، به بوده اند. مشهورترین شارحان کهن شعر حافظ عبارتند از:
این گروه بیشتر از دستهٔ پیشین به شعر حافظ و شرحنگاری برآن رویآوردهاند. تنها از ربع نخست سدهٔ یازدهم هجری تا ربع اوّل سدهٔ دوازدهم (حدود ۱۰۰ سال) ۹ شرح کوچک و بزرگ در منطقهٔ پنجاب نوشتهشدهاست. بهعنوان نمونه میتوان این دو را ذکرکرد:
| بگذر ز کبر و ناز که دیدست روزگار | چین قبای قیصر و طرف کلاه کی | |
| حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید | تا حدّ مصر و چین و به اطراف روم و ری | |
|
(حافظ) |
تا کنون، شعر حافظ به دهها زبان در تمامی دنیا ترجمه شدهاست.
آرامگاه حافظ در منطقهٔ حافظیّه و در فضایی آکنده از عطر و زیبایی جانپرور گلهای شیراز درهمآمیخته با شور اشعار خواجه واقع شدهاست. این مکان یکی از جاذبههای مهمّ توریستی هم بهشمار میرود، و در زبان عامیانهٔ خود اهالی شیراز، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیدهاست. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه حسینبن علی، امام سوّم شیعیان بهکار میرود، بهخوبی نشانگر آنست که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. معتقدان به حافظ رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسومی آیینی همراه میکنند، از جمله با وضو به آنجا میروند، و در کنار آرامگاه حافظ کفش خود را از پای بیرون میآورند که در فرهنگ مذهبی ایران نشانهٔ احترام و قدسی بودن مکان است. آرامگاه حافظ همچنین مکانی فرهنگیست. بهعنوان مثال، برنامههای مختلف شعرخوانی شاعران مشهور یا کنسرت خوانندگان بخصوص سبک موسیقی ایرانی و عرفانی در کنار آن برگزار میشود. حافظ شیرازی در شعری پیشبینی کرده است که مرقدش پس از او زیارتگاه خواهد شد:
| بر سر تربت ما چون گذری، همّّّت خواه | که زیارتگه رندان جهان خواهد بود (حافظ) |
مشهور است که امروز در خانه هر ایرانی یک دیوان حافظ یافت میشود. ایرانیان طبق رسوم قدیمی خود در روزهای عید ملی یا مذهبی نظیر نوروز بر سر سفره هفت سین، شب یلدا و... با کتاب حافظ فال میگیرند. برای این کار یک نفر از بزرگان خانواده یا کسی که بتواند شعر را به خوبی بخواند یا کسی که دیگران معتقدند به اصطلاح خوب فال میگیرد ابتدا نیت میکند، یعنی در دل آرزویی میکند. سپس به طور تصادفی صفحهای را از کتاب حافظ میگشاید و با صدای بلند شروع به خواندن میکند. سپس میکوشد بنا به آرزوی خود بیتی را در شعر بیابد که مناسب باشد. اصطلاح خوب فال گرفتن در حالتی گفته میشود که شخصی چندین بار برای افراد مختلف فال بگیرد و هر بار برای نیتها و آرزوهای متفاوت پاسخی داشته باشد. کسانی که ایمان مذهبی داشته باشند هنگام فال گرفتن فاتحه ای میخوانند و سپس کتاب حافظ را میبوسند، آنگاه با ذکر اورادی آن را میگشایند و فال خود را میخوانند. به دلیل ابهام و چند معنایی بودن غزلیات حافظ، شعر او خصلتی پیامبرانه دارد. به همین دلیل در هنگام فال گرفتن پاسخگوی نیتهای متفاوت است. ای حافظ شیرازی * تو کاشف هر رازی * بر ما نظر اندازی
شعر حافظ چند پهلوست و انسجام معنایی ندارد، بدین دلیل برخی او را عارفی بزرگ و مذهبی نامیده و در مقابل دیگرانی وی را ملحد خواندهاند. یکی از دلایل موفقیت و زیبایی غزل حافظ را در وجود این ابهام و عدم صراحت می دانند.
یکی از دیگر دلایل وجود دیدگاههای متضاد، وجود نسخههای متعدد و گاه متناقض از اشعار حافظ است.
احمد شاملو دست به تصحیح دیوان حافظ زد و کتاب جنجالی خود را با عنوان حافظ شیراز منتشر کرد. امروز این کتاب در نزد خوانندگان به حافظ شاملو مشهور است. در مقدمه مفصل این کتاب، شاملو مینویسد که حافظ شاید رندی یک لاقبا و ملحد بودهاست. مرتضی مطهری در کتابی با عنوان تماشاگه راز کوشیدهاست ادعای شاملو را با ذکر جملاتی از آن و بدون نام بردن از شاملو رد کند. (مقدمه حافظ شیراز شاملو در ایران اجازه چاپ نگرفت و این کتاب بدون مقدمه منتشر شده است، تنها کتاب مرتضی مطهری که در مقابله با نظریات شاملو نوشت، در ایران با تیراژ بالایی چاپ گردید.)